اخلاق و فضايل امام زمان (عج)

اخلاق

در روايات، اخلاق حضرت مهدى (ع) به خلق پيامبر اكرم (ص) تشبيه شده است.
رسول خدا (ص) فرمود: اگر جز يك روز از دنيا نمانده باشد، خداوند مردى را برمى انگيزد كه نامش نام من و خلق و خوى اش مانند من است

خلق در لغت به معنى سجيه وصفت است . بنابراين منظور از اينكه خلق آن حضرت مانند خلق پيامبر(ص) است، شباهت آن حضرت به پيامبر در عموم صفات و خوهاى پسنديده است.(1) خداوند درباره خلق پيامبر(ص) فرموده است: وانک لعلي خلق عظيم .(2) (*1)

سيره حضرت

حضرت مهدى (ع) آخرين امام و واپسين معصوم از سلاله پاك پيامبر وتحقق بخشِ ایده آل همه پيامبران وامامان (ع) وتشكيل دهنده حكومت عدل اسلامى و اجرا كننده نقشه هاى پيامبر اسلام (ص) در صحنه گيتى است. سيره او همانند سيره پيامبر اكرم (ص)است و برنامه دولتش تجديد عظمت قرآن واحياى تعاليم عالى اسلام است. او مانند جدش حضرت محمد(ص) رحمة للعالمين است وهنگام ظهور، پرچم ونشانه هاى پيامبر با اوست. پيراهن وى را بر تن وشمشيرآن حضرت را در دست دارد و نشانه هاى ظاهرى وباطنى پيامبر در او نمايان است .(3)
پيامبر اكرم (ص)درباره سيرت و روش كلى حضرت مهدى (ع) فرمود: مردى از اهل بيت من قيام مى كند و به سنت وروش من عمل مى نمايد و خداوند براى وى روزى مى فرستد وزمين آن چه دارد بيرون مى ريزد واو زمين را پر از عدل مى كند، چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.(4)

راوى مى گويد از امام باقر(ع)پرسيدم، قائم چگونه در ميان مردم رفتار مى كند؟
فرمود: به روش پيامبر عمل مى كند تا آن كه اسلام را آشكار مى سازد.
عرض كردم: روش پيامبر(ص) چگونه بود؟
فرمود پيامبر آثار كفرِ جاهليت را از ميان برد و با مردم به عدالت رفتاركرد قائم موقعى كه قيام مى کند، اعمالِ نامشروع و بدعتى راكه هنگام صلح وسازش با بيگانگانِ اسلام، در ميان مسلمين مرسوم گشته از ميان مى برد و مردم را به عدالت گسترى رهبرى مى نمايد . (5)(*2)

«ابن حماد» در كتاب خود از يكي از راويان اهل سنت در مورد ويژگي‏هاي امام مهدي(ع) چنين نقل مي‏كند:
 
عَلامَةُ المَهدِيّ أن يَكُوَن شَديداً عَلَي العُمّالِ جواداً بِالمالِ رَحيماً بِالمَساكِين. نشانة مهدي اين است كه بر كارگزاران [دولت خويش] سخت‏گير، بسيار بخشنده و با مستمندان مهربان است. (6)

امام صادق (ع) نيز در پاسخ اين پرسش كه امام (ع) چگونه شناخته مي‏شود، مي‏فرمايد:
 
بالسَّكينةِ و الوَقارِ [...] وَ تَعرِفُهُ بِالحَلالِ و الحَرامِ وَ بِحاجةِ النّاسِ إلَيهِ و لايَحْتاجُ إلي أَحَدٍ. (7)
 [
امام را] با آرامش و وقار [...] و نيز با حلال و حرام و نيازمندي مردم به او، در صورتي كه او خود به هيچ كس نياز ندارد [مي‏توان شناخت].

 
امام رضا(ع) در بيان ويژگي كلي امامان معصوم(ع)، سخنان ارزشمندي دارند، كه براساس آن مي‏توان به توصيف امام مهدي(ع) نيز پرداخت، آن حضرت مي‏فرمايد:
 
يَكونُ أَوْلي بِالنّاسِ من أَنْفُسِهِمْ، و أَشفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ آبائِهِمْ و أمَّهاتِهِمْ و يَكُونُ أشَدَّ النّاسِ تَواضُعاًللّهِ عزّوجلّ، و يَكوُنُ آخَذَ النّاسِ بِما يَأمرُ بِهِ و أَكَفَّ النّاسِ عَمّا يَنهي عَنُه. (8)
 
او به مردم از خودشان سزاتر و از پدران و مادرانشان براي آنها دل‌سوزتر است. او از همه مردم در برابر خدا متواضع‏تر، و در عمل به آنچه خود بدان فرمان مي‏دهد، سخت‏كوش‏تر، و در دوري گزيدن از آنچه كه خود از آن نهي مي‏كند، خوددارتر است.
آن حضرت در ادامه مي‏فرمايد:
 
دَلالَتُهُ في خِصلَتَينِ: فِي العِلمِ وَ استِجابَةِ الدَّعْوَةِ و كُلِّ ما أَخْبَر بِهِ من الحَوادِثِ التَّي تَحْدُثُ قبل كَوْنِها، فَذلِكَ بَعهدٍ مَعهُودٍ إِلَيهِ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صَلّي اللّه عليه واله تَوارَثَهُ عَنْ آبائِهِ عَنهُ عَليهِ‏السَّلامُ. (9)
 
او با دو نشانه شناخته مي‏شود: دانش [بي‏كران] و استجابت دعا و اينكه او از همه رويدادهايي كه واقع مي‏شوند، پيش از وقوعشان خبر مي‏دهد. همه اينها به سبب پيماني است كه از سوي پيامبر خدا با او بسته شده و وي آن‏را به وسيله پدران خود از آن حضرت به ارث برده است.

سخاوت آن حضرت


از آنچه در خُلق آن حضرت گذشت و آنچه در نداها مى‏آيد مى‏توان مطلب را درك كرد. و نيز در بحار از شيخ نعمانى از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام روايت شده كه فرمود: گويا مى‏بينم كه اين دين شما از شما روى‏گردان و در خون خود غوطه‏ور است، و هيچ كس نتواند آن را به شما بازگرداند مگر مردى از اهل البيت‏عليهم السلام كه هر سال دو بار بر شما بخشش خواهد كرد و هر ماه دو نوع روزى به شما خواهد داد. در زمان او به شما حكمت عطا مى‏شود به حدّى كه زن در خانه خودش نشسته باشد و از روى كتاب خدا و سنّت پيغمبرصلى الله عليه وآله حكم نمايد.
و در حديث ديگرى از آن حضرت‏عليه السلام آمده كه: تمام اموال دنيا از ظاهر و باطن زمين به نزد آن جناب جمع مى‏گردد و به مردم گفته مى‏شود: بياييد اين چيزى است كه شما به خاطر آن خويشاوندى‏تان را قطع كرديد و خون‏هاى به ناحق ريختيد و در راه به دست آوردن آن حرام‏ها مرتكب شديد. پس آن حضرت ثروتى به آن‏ها مى‏بخشد كه هيچ كس پييش از او چنين نبخشيده باشد. (10)
و از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله روايتى از طريق عامّه منقول است كه فرمود: مردى نزد مهدى مى‏آيد و مى‏گويد: به من عطايى فرماى. پس به مقدارى كه آن شخص بتواند حمل نمايد، لباسش را پر مى‏كند. (11).
و در حديث ديگرى از طريق آن‏ها آمده كه: پول‏ها در آن هنگام انباشته است كه شخصى برمى‏خيزد و مى‏گويد: اى مهدى! به من چيزى بده. مى‏فرمايد: برگير. (12).
و در غاية المرام از طريق آن‏ها از رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله روايت است كه در حديث ابوسعيد خدرى آمده: پول‏ها و اموال در آن روز انباشته خواهد بود. كسى كه به نزد او مى‏آيد و درخواستى دارد، آن‏قدر كه بتواند حمل كند، به او مى‏دهد.
و در حديث ديگرى از ابوهريره آمده كه گفت: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: در آخر الزمان خليفه‏اى خواهد بود كه بى‏شماره بخشش مى‏كند. (13).

زهد حضرت


 
در روايات آمده كه حضرت مهدى (ع) زهدى على گونه دارد. لباس حضرت زبر است، وغذايش غير از جو يا سبوس نيست .(14)
راوى مى گويد در محضر امام صادق (ع) بودم، مردى به آن جناب عرضه داشت: اصلحک الله ياد كرده اى كه على بن ابيطالب (ع) لباس خشن وزبر مى پوشيد، لباس چهار درهمى به تن مى كرد وامثال اين ها... وحا ل آن كه لباس نو در بر تو مى بينم فرمود: على بن ابيطالب در زمانى آن طور لباس مى پوشيد تا انگشت نما و مورد انكار مورد نبود، ولى اگر امروز مثل آن لباس پوشيده شود، انگشت نما مى شود. پس بهترين لباسِ هر زمان، لباس همان زمان است، مگر اين كه وقتى قائم ما اهل بيت (ع) به پا خيزد، لباس هاى على (ع) را دربر مى كند وروش او را پيش مى گيرد.(15)
از معلى بن خنيس روايت شده كه گفت: روزى به حضرت ابو عبدالله صادق (ع) گفتم: قربانت شوم، آل فلان (يعنى بنى العباس) را به ياد آوردم وآن نعمت هايى كه درآن هستند. پس با خودگفتم: اگر رياست دست شما بود، ما هم با شما در نعمت بوديم وزندگى خوش داشتيم فرمود: هيهات اى معلى قسم به خداوند كه اگر زمام امور در دست ما بود، جز بيدارى شب ها وگشت وگذار و فعاليت روزها و جامه زبر پوشيدن و غذاى سخت خوردن، چزى ديگر نبود پس اين امر از ما بركنار شد. (16)


تلطف و مهرباني آن حضرت نسبت به ما


شاهد بر الطاف و مراحم آن حضرت نسبت به ما توقيعى است كه در احتجاج روايت شده و در آن آمده است: به من رسيده است كه گروهى از شما در دين به ترديد افتاده و در دل آن‏ها نسبت به اولياى امرشان شك و حيرت وارد شده است و اين امر مايه غم ما شد. البته به خاطر خود شما نه براى ما، و باعث ناراحتى ما از جهت شما گرديد نه ما؛ زيرا كه خداوند با ما است، پس نيازى به غير او براى ما نيست و حقّ با ما است، لذا به هيچ وجه كسانى كه از ما دست بردارند ما را به وحشت نمى‏اندازند. ما صنايع و ساخته شدگان خداييم و خلق صنايع ما هستند. (17).
 
روايت ديگرى كه در بصائر الدرجات نقل شده، نيز بر اين مطلب دلالت دارد كه به سند خود از زيد شحّام آورده است: بر حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام وارد شدم، به من فرمود: اى زيد! عبادتت را تجديد كن و توبه بنماى. عرض كردم: فدايت گردم، آيا خبر مرگم به من مى‏رسد؟ حضرت به من فرمود: اى زيد آنچه نزد ماست نسبت به تو خير است و تو از شيعيان ما هستى. مى‏گويد: گفتم: براى من كه از شيعيان شما باشم چه خواهد بود؟ فرمود: تو از شيعيان ما هستى، صراط و ميزان و حساب شيعيان ما به سوى ما است و البته كه ما به شما از خودتان مهربان‏تريم. (18)

صبر آن حضرت


در حديث لوح كه در كمال الدين و غير آن به طرق مختلفى روايت شده، در وصف حضرت قائم عجّل الله فرجه الشريف - آمده: كمال موسى، و درخشندگى عيسى، و صبر ايوب، در وجود اوست.
انواع بلاها بر آن حضرت جمع شده وطولانى شدن آن، موجب شدت مصيبت وابتلاء مى باشد. بر ماست كه براى تعجيل در فرجش دعا كنيم.

دانش حضرت
علم مصبوب


علم مصبوب به معناى دانش سرشار و فرو ريخته است . تعبيرى است كه در زيارت آل ياسين، نسبت به حضرت مهدى (ع) داده شده است.
السلام عليك ايهَا العلم المنصوب والعلم المصبوب.
امام باقر(ع) فرمودند: علم به كتاب خدا و رسول او(ص) در قلب مهدى ما رشد مى كند، همچنان كه گياه به بهترين وجه مى رويد (19)

براى درك موقعيت علمي امام ومقام پر ارج حضرت صاحب الامر(ع)كه آخرين حجت خداوند است به احاديث چندى اشاره ميكنيم :
پيامبر(ص) فرمود : دوازده نفر از اهل بيت من، خداوند علم وفهم وحكمت مرا به آن ها عطا فرموده، و آن ها را از خاك وگل من آفريده است .(20)
اميرالمؤمنين على (ع) فرمود: علم مرگ وميرها به ما داده شده، علم تأويل وتنزيل و حل وفصل خصومت ها به ما عطا گرديده، علم حوادث ووقايع به ما داده شده وهرگز چيزى از ما پوشيده نمي ماند.(21)
 
ودر حديث ديگرى مي فرمايد: آسمان ها وزمين در نزد امام، همچون كف دست اوست، ظاهر وباطن آن ها را مي فهمد ونيك وبد آن ها را مي شناسد.(22)
 
امام باقر(ع) مي فرمايد : ديدگان امام به خواب مي رود ولى قلبش هميشه بيدار است... از پشت سر همچون پيش رو مي بيند، وفرشتگان پيوسته با او سخن ميگويند تا زمانى كه روزگار او به سر آيد.(23)
ونيز درباره علم ودانش حضرت مهدى (ع) مي فرمايد: علم به كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) در دل مهدى ما، همچون زراعت مي رويد، پس اگركسى از شما باقى بماند تا زمانى كه آن حضرت را درك كند، بايد به هنگام سلام دادن به وى بگويد: السلام عليکم يا اهل بيت الرحمة والنبوة و معدن العلم و موضع الرسالة .(24)
امام صادق (ع) فرمود : همه دنيا همانند يك حبه گردو در برابر امام، نمايان است و چيزى از آن بر او پوشيده نيست. از هر طرف بخواهد در آن تصرف ميكند، آن چنان كه يكى از شما در سفره اى كه در برابرتان گسترده است، از هر طرف بخواهد دست مي برد واز آن بهره مي گيرد.(25)
و در حديث ديگرى مي فرمايد: امام هنگامي كه در شكم مادر است مي شنود و چون به امامت رسيد، خداوند براى او عمودى از نور برمي افرازد كه به وسيله آن، اعمال مردم هر شهرى را مي بيند(26)
و درباره علم حضرت مهدى (ع) مي فرمايد: هنگامي كه امور به دست حضرت صاحب الامر(ع) برسد، خداى تبارك وتعالى هر زمين پستى را براى او بالا مي برد، وهر زمين بلندى را پايين مي آورد تا اين كه همه جهان همانندكف دست او برايش آشكار .(27)
ازمجموع اين روايات پي به عظمت حضرت مهدي (ع ) و علم ودانش او مي بريم.

علم چهره شناسى


چهره شناسى يا قيافه شناسى، علمى است معررف كه از صورت پي به سيرت مى برند و آن را فراست نيز مى گويند. يكى از ويژگى هاى حضرت مهدى (ع) اين است كه شخصيت درونى انسان ها را از چهره شان مى شناسد وافراد صالح را از ناصالح تشخيص مى دهد ومفسدان را با همان شناخت به سزاى اعمالشان مى رساند.
امام صادق(ع) مى فرمايد: هنگامى كه حضرت قائم قيام مى كند، احدى نمى ماند، مگر آن كه حضرت او را مى شناسد كه فردى صالح ونيك است يا منحرف وفاسد(28).
 
نيز مى فرمايد: هنگامى كه قائم ما قيام كند، دشمنان ما را از چهره هاى شان مى شناسد، آن گاه آنان را از پيشانى سر وپاهاى شان مى گيرد و خود با يارانش، آنان را با شمشير به قتل مى رسانند.(29)
هم چنين مى فرمايد: هنگامى كه قائم آل محمد(ع) قيام كند، دوستانش را به كمك قدرت تشخيصى كه دارد، از دشمنانش مى شناسد.
معاويه دشمنى مى گويد: امام صادق (ع) در رابطه با آيه يعرف المجرمون بسيماهم فيوخذ بالنواصي والاقدامِ. (سوره الرحمن 41)
 
بدكاران به سيماى شان شناخته مى شوند، پس موسى پيشانى آنان را با پاهاى شان بگيرند.
فرمود: اى معاويه ديگران درباره آن چه مى گويند؟
عرض كردم: مى پندارند كه خداوند، روز قيامت، گناهكاران را از قيافه شان مى شناسد واز موهاى جلوى سر وپاهاى شان مى گيرد و آنان را در آتش مى اندازد.
امام فرمود: خداوند چه نيازى دارد كه مجرمان را از چهره شان بشناسد وحال آن كه آنان را آفريده است .
عرض كردم: پس معناى آيه چيست؟
فرمود: هنگامى كه حضرت قائم قيام كند، خداوند به او علم سيماشناسى عطا مى كند وحضرت دستور مى دهد، كافران را از سر وپاگرفته وبا شمشير، ضربات سختى بر آنان بزنند(30).

پی نوشت

1- مکیال المکارم ج 1 ص 113
2-
سوره قلم 4
3-   
مکيال المکارم ج 1 ص
113
4-   
بحار الانوار ج1 5 ص 82
5-   
بحار الانوار ج 52 ص 381
6-   
معجم أحاديث الإمام المهدي(ع)، ج1، ص 242، ح 152
7-   
النعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبة، باب 13، ص 242، ح 40
8-   
اليزدي الحائري، علي، همان، ص 24
9-   
همان
10-   
بحار الانوار: 390/52
11-   
بحار الانوار: 88/51
12-   
بحار الانوار: 88/51
13-   
غاية المرام: 698
14-   
بحار الانوار ج 52 ص 354
15-   
کافي ج 1 ص 411
16-   
همان ص 410
17-   
الاحتجاج: 278/3
18-   
بصائر الدرجات: 256
19-   
كمال الدين ج 2 ص 653
20-   
منتخب الاثر ص 32 كشف الغمه ج 2 ص507
21-   
الزام الناصب ج 2 ص246
22-   
بحار الانوار ج25 ص 173
23-   
كافى ج 1 ص883 بحارالانوار ج 25 ص 165
24-   
بحارالانوار ج 51 ص 36
25-   
اختصاص مفيد ص 172 بحار الانوارج 25 ص 367
26-   
كافى ج1 ص387
27-   
بشارة الاسلام ص 243
28-   
بحارالانوار ج 15 ص 58
29-   
احقاق الحق ج 31 ص 357
30-   
بحارالانوار ج 52 ص321

 منابع

(*1) http://www.montazar.net/montazar-far/selecttext.php?ic= 1229&subid=1

(*2) http://www.montazar.net/montazar-far/selecttext.php?ic=1239&subid=1