فضائل علی(ع) در آینه شعر عربی

 

اولین مردی که به پیامبر صلی الله علیه وآله ایمان آورد

به اجماع همه مورّخان اولین مردی که رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را پذیرفت علی علیهالسلام بود. در این زمینه اشعار بسیاری سروده شده است از جمله میتوان به شعر ابوالاسود ثلی اشاره کرد که میگوید: علی علیهالسلام مایه افتخار شماست و مانند شیر است. آیا او نخستین عبادت کننده پروردگار عالمیان (نبود) در آن هنگام که در مکه خداوند را کسی عبادت نمیکرد؟.

سعید بن قیس همدانی در جنگ صفین در اینباره چنین گفته است:

این علی بن ابیطالب علیهالسلام پسر عموی محمّد مصطفی صلیاللهعلیهوآله است او نخستین کسی است که دعوت پیامبر صلی الله علیه وآله را پذیرفت.

فضایل علی علیهالسلام از زبان ابی معیط

بعد از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ولی امر و رهبر علیبن ابیطالب علیهالسلام است. او فردی است که در همه جا همراه و مصاحب پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود. وصی رسول اکرم و همتای او علی است آری او نخستین کسی از مردان است که نماز خواند.

اشعار خواهر عمروبن عبدود درباره علی علیهالسلام

عمروبن عبدود خواهری به نام عُمرة که کنیهاش ام کلثوم است داشت. نقل میکنند وقتی به او خبر دادند که برادرت کشته شد، پرسید: چه کسی جرأت کرد که برادر دلاور مرا بکشد؟ گفتند: علی بن ابیطالب.

وقتی این را شنید گفت: پس برادرم به دست حریف کریم و شجاعی کشته شده است. چشمانم خشک شود اگر بر کشته شدن او گریه کنم؛ زیرا برادرم دلاوران زیادی را کشته بود و باید با شمشیر همتای کریمی کشته میشد. ای بنی عامر، هیچ افتخاری بالاتر از این تاکنون نشنیدهام. آن وقت ابیاتی به این مضمون سرود: اگر کشنده عمرو غیر از علی علیهالسلام بود باید تا روح در بدن داشتم گریه میکردم. لکن کشنده او دلاوری است که عیبی در او نیست. او را از قدیم بزرگ شهر میخواندند.

اشعار سوده همدانی

روزی سوده همدانی نزد معاویه رفت. به مناسبتی از علی بن ابیطالب علیهالسلام سخن به میان آمد. سوده این دو بیت را در وصف علی علیهالسلام خواند: خداوند پیکر پاکی که با مرگ او عدل هم دفن شد رحمت کند. خداوند خود قسم خورده است که همتایی برای این مرد نیاورد. او فردی بود که حقّ و ایمان رایک جا داشت.

اشعار امام حسن علیهالسلام در رثای علی علیهالسلام

نقل شده است پس از مراسم دفن علیبن ابیطالب علیهالسلام امام حسن مجتبی علیهالسلام با این دو بیت از پدر بزرگوارشان یاد کرد:

کجاست پدرم که باب علمِ پیغمبر صلیاللهعلیهوآله بود؟ کجاست آن کسی که در مواقع خشکسالی ابر رحمت بود؟ کجاست آن مردی که سینهاش در جنگها سپر اسلام بود؟ کجاست آن کسی که دعایش به درگاه خدوند مستجاب بود

مرثیه صعصعة بن صوحان در سوگ علی علیهالسلام

صعصعة بن صوحان، که از یاران وفادار علی علیهالسلام بودند، وقتی خبر شهادت علی علیهالسلام را شنیدند، این اشعار را سرودند:

آیا قبر به سئوال کنندگان خود پاسخ میدهد که به میهمان خود مفتخر است؟ آیا متوجه است بدنی را که در خود جای داده است معدن دانش است؟ اگر قبر میدانست که چه کسی را در خود جای داده است بر همه کسانی که بعد از این وارد خواهند شد فخر میفروخت. ای مرگ اگر عوض قبول میکردی جانم را به جای او فدا میکردم. روزگار مرا به فراق دوستم مبتلا کرد. تا ابد از روزگار شکایت میکنم و همواره او را سرزنش خواهم کرد.

اشعار ابوطیب طاهربن عبداللّه شافعی

وقتی خبر ضربت خوردن علی بنابیطالب علیهالسلام منتشر شد، خوارج بسیار خوشحال شدند. فردی از آنها به نام عمران بن حطّان وقاشی در دو بیت شعر از ابنملجم تجلیل کرد و گفت: چه ضرتبی بود از مرد پرهیزگاری که جز رسیدن به رضوان الهی از آن قصدی نداشت. وقتی آن را به یاد میآورم تصور میکنم که نزد خداوند کفّه ترازوی عمل او از همه سنگینتر است. وقتی که قاضی ابوطیّب شافعی این سخنها را شنید در پاسخ او چند بیت به این مضمون سرود: چه ضربت شومیبود از تبه کاری که جز ویران کردن پایههای دین قصدی نداشت. من روزی که او را به یاد میآورم به عمران و حطّان لعن و نفرین میکنم. لعنتهای خداوندی بر او باد در نهان و آشکار و شما ای خوارج از سگهای دوزخید و نصّ شریعت به این گواه است.

اشعار حسان بن ثابت

ای ابوالحسن دل و جان من و همه کسانی که رهسپار جاده هدایتاند فدای تو باد آیا ستایش من و دوستداران تو ضایع میشود، در حالی که ستایش ذات پروردگار عالم از بین رفتنی نیست؟ این تو بودی که در رکوع به فقیر صدقه دادی. جان همگان به فدای تو ای بهترین رکوع کننده.

پروردگار عالم درباره تو حکم ولایت را نازل کرد و آن را در آیات محکم قرآن تبیین فرمود.

اشعار قیسبن سعدبن عباده انصاری، رئیس قبیله خزرج

در آن هنگام که دشمن ستم کرد گفتم خداوند برای ما بس است.

خداوندی که دیروز فتح بصره را که حدیث آن مفصل است برای ما میسر کرد ما را کفایت میکند.

علی علیهالسلام هم امام ما و هم امام سایر مردم است و در اینباره آیاتی در قرآن آمده است.

روزی پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: هر کس که من مولای اویم همانا علی مولای اوست. این خبر، خبر بسیار بزرگی است، به درستی که آنچه پیامبر صلیاللهعلیهوآله به امّت خود فرموده است امر مسلّمی است که در آن گفتگویی نیست.

اشعار عمروبن عاص

عمروبن عاص خطاب به معاویه بن ابیسفیان اشعاری در منزلت حضرت علی علیهالسلام سروده است که ترجمه آن عبارت است از:

شهی کز پیغمبر بامراله

شد او بر همه سرور و داد خواه

چه بسیار دربارهاش مصطفی

سفارش به امت نمود از وفا

وصایای پیغمبر پاکدین

به شأن علی آن ولیّ امین

شنیدیم بسیار در هر مقام

که تصریح فرمود او را به نام

بروز غدیر آن شه انبیا

به منبر برآمد چو بدر سما

به امر خداوندگار عزیز

به بانگ رسا آن شه با تمیز

در آن دم که کف بر کفش داشت جفت

بر جملگی این دُر نغر سفت

بفرمود «من کنت مولاه» را

که جمله شناسند آن شاه را

ـ ابیالحدید معتزلی در یکی از قصاید خود در وصف علی علیهالسلام میگوید:

1ـ علی علیهالسلام رازی سرپوشیده است. او جوهری است که فضایلش از نور قدسی نشأت گرفته است.

2ـ او دارای معجزات بسیار روشنی است که کمترین آنها آگاهی او به اسرار نهانی است.

3ـ علی علیهالسلام وارث علم پیامبر صلیاللهعلیهوآله و برادر اوست و علاوه بر خویشاوندی در علوّ مقام و منزلت همانند اوست.

4ـ به راستی اگر تیغ او و جهاد او در راه خدا نبود، اسلام توان و رونقی نداشت.

5ـ اگر دانش او نبود یکتاپرستی از تعرّض گمراهان در امان نمیماند و همیشه دستخوش تاراج کافران میشد.

6ـ همانا تقدیر فرمانبردار قدرت و شجاعت اوست. مبارک باد بر او بیهمتایی و قدرتمندی و فرمانرواییاش.

7ـ اگر او پای خود را به صخرههای کوهستان بکوبد، از سنگهای سخت آن آب گوارای فراوانی جاری خواهد ساخت.

اشعار شافعی )محمدبن ادریس امام شافعیها)

از شافعی اشعار زیادی در وصف اهلبیت علیهمالسلام و علی علیهالسلام وارد شده است که تنها به دو نمونه اکتفاء میشود:

دوستی علی علیهالسلام سپر آتش جهنم است. او امام انس و جن و به حق وصی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و قسمت کننده بهشت و جهنم است.

در جای دیگر میگوید: به من گفتند تو رافضی شدهای. گفتم هرگز دین و اعتقاد من رافضیگری نیست، لیکن من بهترین امام هادی را دوست دارم. اگر دوستی وصی پیامبر صلی الله علیه وآله رافضیگری است، پس بدانید که من رافضیتر از همه مردمم.

اشعاری از خطیب خوارزمی )از علمای بزرگ مذهب حنفی)

ایشان در ضمن اشعار خود در وصف حضرت علی(ع) میگوید:

جوانمردی چون ابوتراب کجا هست؟ امام و پیشوایی که پاکترین افراد روی زمین است. اگر روزی چشمانم بیمار شود، از غبار نعل اسبش توتیای دیدگانم میسازم.

محمّد رسول گرامی اسلام شهر علم و علی امیرالمومنین درِ این شهر است.

او در محراب عبادت گریان، ولی در صحنه پیکار و جنگ خندان است.

او از زر و زیور و طلا و نقره بیتالمال چشم پوشیده و درهم و دیناری نیندوخت.

چون در رزمگاه شمشیر کشید، سپاه شیاطین را تار و مار کرد.

اشعار مرحوم حلی (صفی حلی) در مدح علی علیهالسلام

ایشان در وصف حضرت علی علیهالسلام میگوید:

تمام اوصاف به ظاهر متضاد را در خود گرد کردهای. از این رو نظیر و همتایی نداری. حاکم و زاهد، شجاع و نرمخو، و فقیر و بخشندهای. این اوصاف در هیچ بشری وجود ندارد ولی تو همه را یک جا داری.(1)  

و این هم اشعاری است از عماد تهرانی:

رنج نابرده به گنج دل ویرانه ما گنج از مهر تو دارد دل ویرانه ما گل ما را ید قدرت به ولای تو سرشت نقش روی تو بود در دل دیوانه ما مستی از میکند آن بیخبر از مستی عشق کی خبر دارد از این ناله مستانه ما آنکه مست از می ناب است کجا میداند یار ما کیست؟ که بد ساقی میخانه ما حرم کعبه ترا مولد از آن شد یعنی ای مهین بنده(2) تویی صاحب این خانه ما

 

خون خدا (شعر) بمناسبت شهادت علی علیه السلام

 

مام فلک فتاده در انبوه ماتم است یا مهر و ماه را گذر از هاله غم است

در دامن تراب ز فرق ابو تراب در جوشش است خون و خروشنده چون یم است

محراب خون گرفته و روح نماز را بر لب ثنای خالق سرمد دمادم است

جبریل بانگ «قد قتل» از عرش داده سر روحالقدس به مرغ شباهنگ همدم است

خورشید دین به بستر خون آرمیده است یا آفتاب غرقه در امواج ماتم است

گوید «قسم به دوست که از غم رها شدم» مردی که دولت دو جهانش مسلم است

بر نان و شیر، شیر خدا لب نمیزند چشمش به سوی قاتل خود ابن ملجم است

یا رب ز خون او شده محراب لاله گون یا ز اشک چشم اشرف اولاد آدم است

تنها نه ساکنان زمینند نوحهگر گر زین الم به سوگ نشیند فلک، کم است

پژمان نشسته زین غم عظمی امین حق زار و نژند خاطر عیسی بن مریم است

مردانی از سپهر برین تا بسیط خاک هستند جفت ماتم و غم بر سر غم است(3)

 

به کعبه شد به جهان باز، دیدگان علی علیه السلام )شعر)

خوش است لب بگذارم به آستان علی

خوش استخوشه بچینم ز بوستان علی

خوش استخاک رهش توتیای دیده کنم

خوش است توشه مهیا کنم ز خوان علی

خوش است معتکف بیت مهر او باشم

خوش است هدیه کنم دل به دوستان علی

خوش است آب خور بحر نزهتش گردم

خوش استسایه بگیرم ز سایبان علی

خوش استشامل لطفش شوم به روز وداع

به واپسین نفسم بینم امتنان علی

در آن زمان که برای طواف خانه حق

نهاده بود قدم مام مهربان علی

حساب بار نهان بسته شد به حکم الله

به درد خویش عیان دید از نشان علی

دو دستبرد به بالا و گفت معبودا

به سهل بر گذران مشکلم به جان علی

بدون وقفه ز دیوار شد شکافی باز

میان کعبه شد آن مونس لسان علی

به بست قدرت حق باز رخنه دیوار

به کعبه شد به جهان باز دیدگان علی

من از تولد معجز نمایش این گویم

که در سه روز، خدا بود میزبان علی

چه هست واشدن و بسته گشتن دیوار

ز معجزات و کرامات بیکران علی

علی است محرم اسرار و مظهر اعجاب

کراست این شرف و این مقام و شان علی

به جز علی که بود خانه زاد پاک خدای

نگر به قدر علی و ببین مکان علی

به جز علی که زند پشت پا به شاهد دهر

نشد به دست هوسها دمی عنان علی

به جز علی که دهد خاتمی وزین به فقیر

همه رضای خدا باطن و عیان علی

همان رضای خدا و همه به خاطر دین

جز این نداشته مفهوم در روان علی

گذشت و بخشش او از حساب بیرون است

ز ابر کینه مبرا است آسمان علی

ز رنج و راحتی او پیش باشد از کاری

هر آنچه رنج در آن است; آن، از آن علی

اگر چه هر چه بخواهد میسر استبر او

چه اعتیاد به لذات را دهان علی

به جسم چون بشر و در صفات، فوق بشر

مگر نه شبهه نمودند غالیان علی

حدیث منزله خیر البشر، همی ثقلین

هزار نص دگر فخر جاودان علی

هزار سال اگر درس معرفتخوانند

نمیرسند به جزئی از امتحان علی

به جز اشاعه دین ذوالفقار کار نکرد

نبود جز به خدا رزم بی امان علی

نه دوستان بستایند از علی تنها

مقر صفوت او پند دشمنان علی

نکرده پشتبه دشمن علی به حین مصاف

قیاس زور یلان کی شود توان علی

ز عمرو و مرحب و صدها یلان نامآور

نشانهها است ز نیروی بازوان علی

همیشه حق به علی و علیست هم با حق

نگفته واژهای از غیر حق، زبان علی

مرا چه طاقت گفتار حال او باشد

کیم من آنکه کنم صحبت از جهان علی

کیم من آنکه زنم لاف و صف سرالله

در این معامله باید شود بیان علی

به جز پیمبر اکرم (ص) «کمالیا» هرگز

جهان نه دیده، نه بیند به خود بسان علی(4)

علی علیه السلام در محراب)شعر)

فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکبها علی این مظهر عدل الهی چون دگر شبها

چه در پیش است کز باغ فلک بوی خزان خیزد ز دشت شب چو نرگسها نمیرویند کوکبها

مگر رنگین ز خون پاک او محراب خواهد شد که میروید به ناکامی گل افسوس بر لبها

تب و تابی به جانش شعله افکنده است و میداند که در خون سحر بیتاب میگردد از این تبها

چه افتاده است در کرّوبیان عالم بالا که میگریند و مینالند با فریاد یاربها

علی کو دین احمد را علم بر بام گردون زد ز پا افکند با تیغ دو سر رایات مرحبها

چو مهر خاوری غلتید در خون سحرگاهان به هنگامی که با معبود در دل داشت مطلبها

علی شد کشته با شمشیر کین کز دیدگان، «مشفق» فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکبها

 

 

منابع و ماخذ

1. پدیدآورنده:میرصادق سیدنژاد، http://www.hawzah.net

2.زندگانی امیر المؤمنین علیه السلام ، رسولی محلاتی، سید هاشم؛ http://www.hawzah.net

3.مجلات، مکتب اسلام،‌شماره 7، محمد علی مردانی؛ http://www.hawzah.net

4.مجلات، مکتب اسلام، شماره 7، اردشیر کمالی ؛ http://www.hawzah.net

5.مجلات، مکتب اسلام، شماره 8، مشفق کاشانی؛ http://www.hawzah.net