جنگهاي فجار در تاريخ عرب
عرب جاهلي، تمام سال را با جنگ و غارت بسر ميبرد، و ادامه اين وضع زندگي آنان را مختل ميساخت.از اين جهت،فقط در ظرف سال،در چهار ماه (رجب،ذي القعده ذي الحجه، محرم) جنگ را تحريم ميکردند،تا در اين مدت بازارهاي تجارتي خود را باز کنند،و به کار و کسب بپردازند. (1)
روي اين تصميم،در طول اين چهار ماه،بازارهاي«عکاظ»،«مجنة»،«ذي المجاز»،شاهد اجتماعات شگفت انگيزي بود،و دوست و دشمن، کنار يکديگر به داد و ستد و ابراز تفاخر ميپرداختند.سرايندگان بزرگ عرب،سرودههاي خود را در ميان آن محافل ميخواندند.خطيبان معروف،سخنراني مينمودند. يهوديان و مسيحيان و بت پرستان،با کمال اطمينان از گزند دشمن،عقائد خود را به جهان عرب عرضه ميداشتند.
ولي در طول تاريخ عرب،چهار بار اين سد شکسته شد و بعضي از قبائل عرب،به جان يکديگر افتادند،و چون اين جنگها در ماههاي حرام اتفاق افتاد،نام آنها را جنگ «فجار» نهادند.اينک به طور اجمال به آنها اشاره ميکنيم:
فجار نخست:طرفين درگير در اين جنگ، قبيله «کنانه» و «هوازن» بودند و علت جنگ را چنين مينويسند که:مردي،به نام بدر بن معشر، در بازار«عکاظ»، براي خود جايگاهي ترتيب داده بود،و هر روز بر مردم مفاخر خود را بيانميکرد.روزي شمشيري به دست گرفته گفت:مردم،من گراميترين مردم هستم، و هر کس گفتار مرا نپذيرد،بايد با اين شمشير کشته شود.در اين هنگام مردي برخاست،شمشيري بر پاي او زد و پاي او را قطع نمود.از اين جهت،طائفه دو طرف بهم ريختند،ولي بدون اينکه کسي کشته شود از هم ستبرداشتند.
فجار دوم:سبب جنگ اين بود که زن زيبائي،از طائفه «بني عامر» ،توجه جوان چشم چراني را به خود جلب کرد.آن جوان،از او درخواست کرد که:صورت خود را باز کند.آن زن اباء نمود،جوان هوسباز پشت سر او نشست و دامنهاي دراز زن را با خار به هم دوخت، به طوري که موقع برخاستن صورت آن زن باز شد.در اين هنگام هر کدام قبيله خود را صدا زدند،پس از کشته شدن عدهاي دست از هم برداشتند!
فجار سوم:مردي از قبيله «بني عامر» ،از يک مرد «کناني» طلبکار بود. مرد بدهکار امروز و فردا ميکرد.از اين جهت مشاجره ميان اين دو نفر درگير شد.چيزي نمانده بود که دو قبيله همديگر را بکشند، که کار را با مسالمتخاتمه دادند.
فجار چهارم:همان جنگي است که پيامبر در آن شخصا شرکت نمود.سن او را در موقع بروز جنگ،به طور مختلف نقل کردهاند،عدهاي ميگويند:پانزده يا چهارده سال داشت،برخي نوشتهاند که:بيستسال داشت،ولي چون اين جنگ چهار سال طول کشيد از اين جهت ممکن است تقريبا تمام نقلها صحيح باشد. (2)
ريشه نزاع را چنين مينويسند که:نعمان بن منذر،هر سال کارواني ترتيب ميداد،و مال التجارهاي به عکاظ ميفرستاد،تا در مقابل آن پوست و ريسمان و پارچههاي ربفتبراي او بخرند و بياورند.مردي از قبيله«هوازن»،به نام «عروة الرجال» ،حفاظت و حمايت کاروان را به عهده گرفت، ولي «براض بن قيس» کناني،از پيش افتادن مرد هوازني سخت عصباني شد،پيش«نعمان بنمنذر»رفت و اعتراض نمود.ولي اعتراض او ثمر نبخشيد،آتش خشم و حسد در درون او شعله ميکشيد.پيوسته مترصد بود که در اثناء راه «عروة الرجال» را از پاي در آورد و سرانجام در سرزمين «بني مره» او را کشت،و دستخود را با خون مرد «هوازني» آلوده ساخت.
آن روزها قبيله «قريش» و کنانه با هم متحد بودند،و اين جريان موقعي اتفاق افتاد که قبائل عرب در بازار عکاظ سرگرم داد و ستد بودند.مردي قبيله قريش را از جريان آگاه ساخت،از اين جهت قبيله قريش و کنانه پيش از آنکه قبيله هوازن از جريان آگاه کردند،دست و پاي خود را جمع کرده رو به حرم(چهار فرسخ از چهار طرف مکه را حرم گويند و جنگ در آن نقطه ميان عرب ممنوع بود) آوردند.ولي طائفه هوازن،فورا آنان را تعقيب کردند و پيش از آنکه به حرم برسند،جنگ ميان دو گروه درگير شد.سرانجام، تاريکي هوا سبب شد که دست از جنگ بردارند،و اين خود فرصتي بود که قريش و کنانه راه حرم را در تاريکي پيش گيرند و از خطر دشمن ايمن شوند.از آن روز به بعد،گاه و بيگاه قريش و متحدين آنها از حرم بيرون ميآمدند و جنگ ميکردند.در بعضي از روزها، رسول خدا همراه عموهاي خود در جنگ-بطوري که قبلا گفته شد-شرکت ميکرد.اين وضع چهار سال ادامه داشت،بالاخره جنگ با پرداختن خون بهاي کشتگان «هوازن» که بيش از قريش کشته داده بودند،خاتمه پذيرفت. (3)
پی نوشت
1. از آيه 36 سوره توبه استفاده ميشود که تحريم جنگ در اين چهار ماه ريشه مذهبي داشته و عرب جاهلي به پيروي از سنت ابراهيم «ع» آن را محترم ميشمردند.
2. تاريخ کامل»،ج 1/358-959،سيره ابن هشام»،پاورقي،ج 1/184.
3. سيره ابن هشام»،ج 1/184-187-در گذشته يادآور شديم که تحريم در ماههاي حرام،ريشه ديرينه مذهبي داشته است و چون جنگ«فجار»،چهار سال ادامه داشته است، شرکت رسول گرامي گذشته بر اينکه ممکن است جنبه دفاعي داشته،احتمال دارد در غير ماههاي حرام بوده باشد و لفظ «فجار» به خاطر اين گفته ميشود که آغاز جنگ در ماههاي حرام بوده است نه اينکه تمام آن در اين ماهها بوده است.
منبع
سبحاني، جعفر. فروغ ابديت
http://www.hawzah.net