آرشیو
شناخت اول: وحی بحث درباره وحى، از اين جهت‏ حايز اهميت است كه پايه شناخت كلام خدا به شمار مى‏رود. قرآن كه بيان‏گر سخن حق تعالى و حامل پيام آسمانى است، به وسيله وحى نازل شده است. وحى همان سروش غيبى است كه از جانب ملكوت‏اعلى به جهان ماده فرود آمده است. و انه لتنزيل رب العالمين نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين بلسان‏عربي مبين (1) . ذلك مما اوحى اليك ربك من الحكمة (2) خداوند از زبان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل مى‏كند: ...و اوحي الي هذا القرآن‏لانذركم به و من بلغ (3).
شناخت دوم: نزول قرآن قرآن مجموعه آيات و سوره‏هاى نازل شده بر پيامبر اسلام است كه پيش ازهجرت و پس از آن در مناسبت‏هاى مختلف و پيش آمدهاى گوناگون به طور پراكنده‏ نازل شده است. سپس گرد آورى شده و به صورت مجموعه كتاب در آمده است.
شناخت سوم: جمع و تاليف قرآن جمع و تاليف قرآن به شكل كنونى،در يك زمان صورت نگرفته، بلكه به مرورزمان و به دست افراد و گروه‏هاى مختلف انجام شده است. ترتيب،نظم و عدد آيات‏در هر سوره در زمان حيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و با دستور آن بزرگوار انجام شده و توقيفى است و بايد آن را تعبدا پذيرفت، و به همان ترتيب در هر سوره تلاوت كرد.
شناخت چهارم: قراء و قرائات سبع قرائت قرآن و تلاوت آيات آن يكى از مهم‏ترين مسايل قرآن به شمار مى‏رود، به طورى كه از همان ادوار نخستين پيوسته عده‏اى به اين كار همت گماشته وعهده دار قرائت قرآن و تعليم آن در جامعه اسلامى بوده‏اند.
شناخت پنجم : نسخ در قرآن نسخ در قرآن يكى از مسايل بحث انگيز به شمار مى‏رود، زيرا اين سؤال پيش‏ مى‏آيد كه چرا بايد در قرآن آيات منسوخه وجود داشته باشد تا احيانا موجب ‏گمراهى گردد و برخى آيه منسوخى را محكم بپندارند و به آن استناد كنند؟!
شناخت ششم: محكم و متشابه (1) قال تعالى: هو الذي انزل عليك الكتاب.منه آيات محكمات،هن ام الكتاب.و اخرمتشابهات، فاما الذين فى قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه،ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاويله.و مايعلم تاويله الا الله،و الراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا.و ما يذكر الا اولواالالباب (1).
شناخت هفتم: محکم و متشابه (2) تشابه در آيات قرآن اساسا دو گونه است: اصلى و عرضى. تشابه اصلى آن است‏ كه به گونه طبيعى به جهت كوتاهى لفظ و بلنداى معنا به وجود آمده است. الفاظ و كلمات موضوعه در لغت عرب، بيش‏تر براى افاده معانى كوتاه و سطحى ساخته‏ شده، گنجايش و كشش آن را ندارند تا معانى گسترده و عميق را افاده كنند.
شناخت هشتم: محکم و متشابه (3) تاويل متشابهات را چه كسى مى‏داند؟ اين سؤال به دو گونه قابل طرح است: اولا، از ظاهر تعبير قرآن چه استفاده مى‏شود؟ ثانيا، به طور كلى، آيا امكان دست رسى به معانى آيات متشابهه براى پويندگان‏ فراهم است؟
شناخت نهم: نمونه‌هایی از آیات متشابه (1) مساله رؤيت اشاعره را گمان بر آن است كه خداوند قابل رؤيت است و هنگامه رستاخيز، مؤمنان پس از فراغت از حساب به ديدار چهره ذات حق تعالى متنعم مى‏گردند. ابو الحسن اشعرى در اين پندار، آيه وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة (1) را شاهد مى ‏آورد كه در آن روز چهره مؤمنان درخشش يافته، زيرا به چهره پر فروغ پروردگارخويش نظاره مى‏كنند. گويد: كاربرد نظر در لغت عرب سه گونه است:
شناخت دهم: نمونه‌هایی از آیات متشابه (2) نقد فرضيه كسب عمده اشكالى كه بر فرضيه كسب وارد می باشد، نقش نداشتن اراده انسان در انجام فعل اختيارى او است، زيرا نقش اراده بر اين فرض، نقش علم است در معلوم، نه نقش علت در معلول، زيرا اشعرى بر اين باور است كه افعال عباد به طور استقلال با اراده ازلى حق تعالى انجام مى‏گيرد و اراده حادث عبد نقشى در تحقق آن ‏ندارد جز آن كه موجب انتساب به وى مى‏گردد. ولى اين سؤال باقى است كه چگونه‏عمل موجب انتساب مى‏گردد با آن كه انسان دخالتى در تحقق آن نداشته است؟
شناخت یازدهم: وجوه و نظائر در قرآن يكى از مسايل قرآنى، مساله‏ وجوه و نظائر است، كه راه احتمال را در فهم ‏معانى قرآن باز نموده و گاهى موجب اشتباه برخى و گاه موجب دست آويزى براى‏فتنه جويان شده است. فهم معانى قرآن نياز به ورزيدگى و انديشه عميق دارد تا امكان سد احتمالات ميسر گردد، لذا شناخت وجوه و احتمالات و نيز اشباه و نظائريك ضرورت تفسيرى به شمار مى‏رود. در اين زمينه كتاب‏ها و رساله‏هاى فراوانى ‏نوشته شده و نيز تاليفاتى با عنوان «غريب القرآن» يا «تاويل مشكل القرآن» ارائه‏ شده است.
شناخت دوازدهم: اعجاز قرآن(1) اعجاز از ريشه‏ عجز: (ناتوانى) به معناى ناتوان ساختن مى‏باشد. ناتوان ساختن‏ بر دو گونه است: يكى آن كه توانايى كسى قهرا از وى سلب شود و او به عجز در آيد، مثلا اگر شخصى قدرت مالى يا مقامى دارد،آن مال يا مقام از او با زور گرفته شود و او به خاك مذلت بنشيند. ديگر آن كه كارى انجام گيرد كه ديگران از انجام و ياهم آوردى با آن عاجز باشند، بدون آن كه درباره آنان هيچ گونه اقدام منفى به عمل آمده باشد، مثلا ممكن است كسى در كسب كمالات روحى و معنوى به اندازه‏اى‏ پيش رفت كند كه دست ديگران بدو نرسد و از روى عجز دست فرو نهند.
شناخت سیزدهم: اعجاز قرآن(2) معجزه بايد به گونه‏اى انجام گيرد تا كارشناسان همان دوره به خوبى تشخيص‏ دهند كه آن چه ارائه شده به درستى نشانه ما وراى جهان طبيعت و بيرون از توان‏ بشريت است و هيچ گونه ظاهر سازى و رويه كارى در كار نيست (1) و اين واقعيت ‏بايد براى هميشه محفوظ بماند. لذا انبيا كارهايى انجام دادند كه از توان ماهرترين‏كارشناسان آن دوره بيرون بوده تا اين كه به خوبى اين تشخيص صورت گيرد و براى‏هميشه اين برترى و تفوق روشن باشد.
شناخت چهاردهم: وجوه اعجاز قرآن انديشمندان در مورد اعجاز قرآن بحث‏هاى دامنه دارى كرده و در اين زمينه‏ابعاد گوناگونى را مطرح كرده‏اند. البته در اين موضوع برخى اختلاف نظرها نيز وجود دارد. پيشينيان به گونه‏اى انديشيده‏اند و متاخرين به گونه ديگر و چيزهايى براقوال گذشته افزوده‏اند. ذيلا به نظريات گوناگون در باب اعجاز قرآن اشارت ‏مى‏ شود
شناخت پانزدهم : تحدى قرآن تحدى به معناى هم آورد خواستن است. قرآن مكررا ناباوران را به مبارزه وهماوردى خوانده، گويد: « اگر باور نداريد كه اين قرآن سخن خدا باشد و گمان‏مى‏بريد ساخته و پرداخته ست‏بشر است،هر آينه آزمايش آن آسان است،سخن دانان و سخن وران خود را وا داريد تا در اين راستا نيروى خود را به كار گيرند وسخنى هم چون قرآن،زيبا و شيوا، محكم و استوار، و حكمت وار،بسازند و ارائه‏ دهند، ولى هرگز چنين اقدامى نتوانيد كرد، زيرا به خوبى مى‏دانيد كه قرآن همانند سخن بشر نيست‏ » .
شناخت شانزدهم: نظم آهنگ درونى قرآن (1) «موسيقى بيرونى‏» دست آورد صنايعى مانند قافيه، سجع و تجزيه يا تقسيم‏سخن منظوم به مصراع‏هاى مساوى و اوزان و بحور قرار دادى است كه همگى‏قالب‏هاى مجرد لفظى و پيوسته به شمار مى‏آيند. اما «نظماهنگ درونى‏» دست آورد جلالت تعبير و ابهت ‏بيان پديد آمده از مغز كلام و كنه آن است.فاصله نوع نخست ‏با نوع دوم نيز بسيار است،زيرا در نوع دوم،زيبايى لفظ و شكوه‏مندى معنا، پيوندى‏ناگسستنى دارند و مؤانست ميان اين دو نوايى احساس انگيز پديد مى‏آورد و نسيمى‏روح نواز را به وزيدن وا مى‏دارد و درون آدمى را به خلجان مى‏نشاند.
شناخت هفدهم: نظم آهنگ دروني قرآن (2) شيخ ابو جعفر طوسى در باب جواز آواز خوانى زن مى‏گويد:« زنان آواز خوان‏وقتى اجازه تغنى دارند كه مردى به مجلسشان وارد نيايد و زبان به باطل نگشايندو از سرگرمى‏هايى مانند تركه چوب و نى و غيره پرهيز كنند.زن آواز خوان كه عروس‏را به حجله مى‏فرستد مى‏تواند شعر بخواند و از گفتار باطل دورى جويد، درصورتى كه اين امور را رعايت نكند چه در عروسى و چه در غير آن حق خواندن‏ ندارد» (1) .
شناخت هجدهم: اعجاز علمى قرآن (1) همان گونه كه ياد آور شديم، «اعجاز علمى قرآن‏» مربوط به اشاراتى است كه ازگوشه‏هاى سخن حق تعالى نمودار گشته و هدف اصلى نبوده است،زيرا قرآن كتاب‏هدايت است و هدف اصلى آن جهت‏بخشيدن به زندگى انسان و آموختن راه‏سعادت به او است.از اين‏رو اگر گاه در قرآن به برخى اشارات علمى بر مى‏خوريم،از آن جهت است كه اين سخن از منبع سرشار علم و حكمت الهى نشات گرفته و ازسرچشمه علم بى‏پايان حكايت دارد. قل انزله الذي يعلم السر في السماوات والارض (1) ،بگو:آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهان‏ها را در آسمان‏ها و زمين‏مى‏داند»و اين يك امر طبيعى است كه هر دانش‏مندى هر چند در غير رشته‏تخصصى خود سخن گويد،از لا به لاى گفته‏هايش گاه تعابيرى ادا مى‏شود كه حاكى‏از دانش و رشته تخصص وى مى‏باشد.همانند آن كه فقيهى درباره يك موضوع‏معمولى سخن گويد،كسانى كه با فقاهت آشنايى دارند از تعابير وى در مى‏يابند كه‏صاحب سخن،فقيه مى‏باشد،گرچه آن فقيه نخواسته تا فقاهت‏خود را در سخنان‏خود بنماياند.هم چنين است اشارات علمى قرآن كه تراوش گونه است و هدف‏اصلى كلام را تشكيل نمى‏دهد.
شناخت نوزدهم: اعجاز علمي قرآن (2) دشوارى تنفس با افزايش ارتفاع و من يرد ان يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كانما يصعد في السماء (1) . در اين آيه از سختى و دشوارى زندگى گم راهان سخن مى‏گويد و آنان را به كسى‏تشبيه مى‏كند كه در حال صعود به لايه‏هاى بالايى جو است و در اثر اين صعوددچار تنگى نفس و فشار سخت‏بر سينه خود مى‏گردد.
شناخت بيستم: دفع شبهه تحريف (1) شبهه تحريف قرآن،از دير زمان مطرح بوده و پيوسته مورد انكار و رد علما ومحققين بزرگ اسلام بوده است.منشا اين شبهه رواياتى است كه در كتب حديث‏اهل سنت و شيعه درج شده است و به ظاهر تحريف كلام الله را مى‏رساند.اين‏روايات غالبا قابل تاويل مى‏باشد،و در صورت عدم امكان تاويل،كنار گذاشته‏مى‏شوند.بررسى شبهه تحريف به دليل ارتباط با حجيت ظواهر قرآن اهميت دارد،از اين رو لازم است اين مساله از ريشه مورد ارزيابى قرار گيرد و صحت و سقم اين‏روايات معلوم شود.اين بحث در سه بخش مطرح مى‏شود: دلايل نفى تحريف، آراى علماى بزرگ اسلام در اين باره و بررسى روايات منقول از اهل سنت و شيعه.
شناخت بيست و يكم: شبهه تحريف قرآن (2) در ميان اهل سنت گروهى صرفا به جمع حديث مى‏پرداختند و كمتر به جنبه‏محتوا اهميت مى‏دادند،يعنى آن چه در نظر اين گروه اهميت داشت جمع آورى‏گفتار سابقين بود و تمام ارزش را در كميت و حجم به دست آمده در اين راه‏مى‏دانستند.لذا بيش‏تر كوشش داشتند تا مقدار احاديث‏به دست آمده آنان،بدون‏توجه به محتوا،بيش‏تر باشد.از اين‏رو در ميان احاديث گرد آمده ايشان،صحيح وسقيم خلط شده است و احيانا مطالب بيهوده بسيارى به چشم مى‏خورد.اين گروه‏در گذشته به نام‏«حشويه‏»خوانده مى‏شدند و امروزه به نام‏«سلفيون‏» (1) معروفند.